About
«پسر خوبی» هستم یا بهتر بگم بودم که همهی اونچه برای خوب بودن لازم بود انجام دادم. در ادامهی خوب بودن شوت شدم به این طرف دنیا و سرما و باد کانادا پوستهی نازک سنت رو از روی من پاک کرد و دیگه «خوب» برام بیمعنی شد. حالا دنبال «اصل» میگردم ولی فعلا که فقط این چهار تا رو پیدا کردهام: سیگار، کافئین، سیگار و حشیش.