الکل، کافئین، سیگار، حشیش …

پسر خوب

Archive for دسامبر 2007

خواب و بیداری

without comments

سیکل خواب و بیداریم به گه کشیده شده. امروز ده صبح خوابیدم و پنج بعد از ظهر بیدار شدم.

دلم می‌خواد وقتی روی تخت می‌افتم از خستگی از هوش برم. دیگه فکر و خیال نکنم اما نمی‌شه لامصب. تنها چیزی که منو اینجوری می‌کنه بی‌خوابیه. یعنی اگر دو روز نخوابم اینجوری خوابم ببره. نه ورزش فایده داره نه هیچی. اوایل وقتی مست بودم راحت می‌خوابیدم ولی الان دیگه اینجوری نیست.

آدم اگر قرار توی تخت تنها بخوابه و هیچ دختری بغلش نباشه همون بهتر که سریع خوابش ببره. دیگه به موضوع تزش فکر نکنه.

Written by پسر خوب

دسامبر 30, 2007 at 3:10 ق.ظ

ارسال شده در بستر

ودکا

without comments

تجربه‌ی امروز: ودکا رو با آب‌پرتقال قاطی نکنید. مزه‌ی کوفت می‌گیره.
کلا ودکا زهر‌ماریه که اصلا خوردن نداره. کلا با هارد لیکور مشکل دارم من.

Written by پسر خوب

دسامبر 29, 2007 at 8:13 ق.ظ

ارسال شده در الکل

وجه تسمیه

without comments

فکر کنم بیشتر پست‌هام توی این بلاگ وقتی باشه که مستم یا سیگار می‌کشم یا پات یا دیگه حداقل کافینتت شدم. همینجوری گفتم که وجه تسمیه‌ی این‌جا رو بدونید.

Written by پسر خوب

دسامبر 21, 2007 at 7:07 ق.ظ

ارسال شده در رندم

Tagged with

چرا؟

without comments

در این دنیای جدید وقتی تنها می‌شی و دلت می‌خواد یکی حرف‌هات رو بشنوه میای یه وبلاگ جدید می‌زنی. فقط به همین دلیل حرف‌هایی رو اینجا می‌نویسی برای غریبه‌ها که حتی پدر و مادرت و یا حتی صمیمی‌ترین دوست‌دخترت هم ازشون خبر ندارند. چرا؟ چون احساس امنیت می‌کنی. اگر کسایی که من رو می‌شناسند بدونند درون من چه خبره که حتی یه ثانیه هم دیگه من رو تحمل نخواهند کرد. اگر اون دوستام که فکر می‌کنند من «پسر خوب»ی هستم این‌ها رو بدونند که دیگه چیزی نمی‌مونه …

فکر نکنم دلیل خوبی باشه، ولی فعلا که دلیله شده برای من.

Written by پسر خوب

دسامبر 18, 2007 at 4:22 ب.ظ

ارسال شده در چرا